تبليغاتX
درخت گلابی

يادت هست رفيق؟

يادت هست رفيق؟ كنار دريا از سرما سگ لرزه گرفته بوديم و آتش هم افاقه نمي كرد؟

دستم را يادت هست كه گرفته بودي در دستت و بالا و پايين مي پريديم؟

يادت هست گفتم بدون او مي ميرم و برايت گريه كردم كه مي ترسم از دستش بدهم؟

يادت هست سفت سفت، آنطور كه رفيق رفيق را بغل مي كند، بغلم كردي و گفتي سرم برود نمي گذارم دست كسي بهش برسد؟

سرما و لب دريا و طعم تلخ و داغي الكل و بوي دود آتش و هاي گرم نفسها و اطميناني كه از قولت پيدا كردم يادت هست؟

ديشب عروسيش بود، تو هم بودي، داماد بودي...

بچه اي كه بزرگ شده، نشده...

از اين كه حرف گلي افتاده سر زبونا يه جورايي غيرتي شدم، واسه من كه عكساشو از ميم 14ساله درخت گلابي تا همون مادر رنج كشيده فيلم آخر ملاقلي پور، همين جور كه مثل خودش و من بزرگ تر شدن، زدم به ديوار اتاقم اين عكسايي كه هفته پيش ازش منتشر شد يه جورايي ضدحال بود.

اولين پست اين وبلاگو تقريبا پارسال همين موقعا بود كه گذاشتم و به همراش يه عكس هم از گلي خانم گذاشتم و زيرشم نوشتم: ميم كوچولو واسه خودش خانمي شده...

آره خانمي شده و ديگه اون بچه ناز پر شرو شور و ساده و معصوم نيست، مثل همه ما بزرگتر و باتجربه تر شده. خوب، زندگي همينه ديگه. ولي بعضي چيزا عوض شدني نيست. درسته كه از اين عكسا خوشم نمي آد ولي به نظرم واسه اينكه بفهميم معصوميت و بچگي تو ذات بعضياس و با بالا رفتن سن و عوض شدن موقعيت تغيير نمي كنه اين عكس شاهد خوبيه. به نظر شما نيست؟

رفيق روزهاي خوب، رفيق خوب روزها

قصه محسن چاوشي و خون و زخم و درد صداش و اتفاقي كه با كاراش تو موسيقي به اصطلاح پاپ ايراني افتاد رو همه مي دونن. اينكه با كاراش چقدر خاطره هاي خوب و قشنگ و تلخ و ناجور دارم و اينكه با سنتوري و اولين باري كه دو سال پيش فيلمو با صداي چاوشي ديدم و با بچه ها زديم به دل خيابوناي تاريك و برف گرفته و تا صبح با هم راه رفتيم و خنديديم و داد زديم و گريه كرديم و اينكه نمي دونستم گاهي وقتا فاصله فيلم و زندگي ازوني كه فكر مي كنم هم كمتره و بعد از ديدن سنتوري و اتفاقي كه واسه خودم افتاد فهميدم.

حالا اولين آلبوم مجوزدار استاد اومده بيرون و اين اتفاق مي تونه هم واسه خود چاوشي و هم واسه ما طرفداراي صدا و كاراش يه اتفاق خوب و اميدبخش باشه. پس مبارك همه مون.

و كريمي اسطوره شد...

 درباره علي كريمي كه هميشه اين آدمو با همه تن پروريا و بي حس و حاليا و فرصت سوزياش دوست داشتم. بازيكني كه از اون چهارتا گل بازي سالني فتح و استقلال كه هنوز داغش به دل استقلاليا هست تا همين گل امسالش تو دربي و سه تا گل يكي از يكي قشنگ ترش به ابومسلم، ثابت كرده كه بدون هيچ حرف پس و پيشي، بهترين بازيكن تاريخ فوتبال ايرانه.

اما اگه تا حالا اين آدمو فقط از نظر فني قبول داشتم بعد از اين كاري كه با علي دايي و تيم مليش كرد برام تا حد يه اسطوره بالا رفت. شما حساب كنيد آدمي در حد علي دايي برگرده بگه چون كريمي معلوم نيست كجاس و چي كار مي كنه دعوتش نمي كنم!!!

كريمي هم برگشت و دو تا بازي كرد و چهار تا گل زد(كه اگرم نمي زد همون يه حركت بدنش جلو استقلال كه نيمه اول كرد و بعدم توپ رو با همون بي تفاوتي رشك برانگيز هميشگيش زد طاق آسمون به كل عمر فوتبال علي دايي مي ارزيد) كه بگه من اگه دو سال خونه هم بخوابم و تو ديسكوهاي دوبي بچرخم بازم علي كريمي ام. تا دايي مجبور بشه دعوتش كنه و بهش بگه نمي آم.

اين يكي از دلچسب ترين و باحال ترين حركتايي بود كه تو اين چندوقته ديدم و حسابي سركيف اومدم.

دم علي كريمي گرم و به اميد جام جهاني نرفتن تيم ملي علي دايي.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 20:7  توسط امیرحسین جلالی  | 

مستم مستم مستم سوار قاطرم هستم...

شنبه غروب، دم دمای افطار بود که یه دفعه یکی از بچه ها گفت: ای بابا پل نیومنم مرد و ما هم که از چند هفته قبل منتظر این خبر بودیم نشستیم به رفقا خبر دادیم. جالب ترین قسمت مرگ استاد همین بود که وقتی تو بیمارستان بهش گفتن که 4 هفته دیگه بیشتر زنده نیست تصمیم گرفت دیگه اونجا نمونه و بیاد خونه پیش جون کرافورد، همسر باوفاش بمیره. همین قضیه مرگ از پیش اعلام شده، همین تصمیمی که این مرد گرفته و همین مردنش که البته دو هفته ای دیرتر از زمان وعده داده شده توسط دکترا بود، نشون می ده که بعضی چیزا مال خود آدمه و نه مال نقش و موقعیت.

خدایش بیامرزد که با بیشتر فیلماش اساسی حال کردیم و با بعضیاشون مثل بوچ کسیدی و بیلیاردباز و لوک خوش دست زندگی کردیم.

این بی خیالی ای که تو صورت و نقشا و البته شخصیت واقعی پل نیومن بود ازون اکسیرهاییه که اگه آدم تو زندگی داشته باشه می تونه خیلی راحت و تمیز بمونه، نه زیاد غصه بخوره، نه زیاد شاد بشه و نه زیاد زور بزنه. خاطره ها و اتفاقات تلخ و شیرین رو از سر بگذرونه و ایمان داشته باشه که همشون می گذرن، مثل زندگی، مثل مرگ و مثل خیلی چیزای دیگه. اگه همین یه درسو از استاد گرفته باشیم تا آخر عمر مدیونشیم، اگه گرفته باشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 14:19  توسط امیرحسین جلالی  |