تبليغاتX
درخت گلابی

  « حکایت چوب و گربه دزده »

  

شروع يك سال جديد وقتي با تجربه اي چون "مرد هزارچهره" همراه مي شود، تمام كسالتهاي اين تعطيلات مسخره و مرگ آلود نوروزي را مي شود راحت تر تحمل كرد و حالا كه آدم مي بيند چوبي بلند شده و تمام گربه دزده ها را به تكاپو انداخته هم دلش خنك تر مي شود و هم به حقانيت راهي كه در پيش گرفته معتقدتر مي شود.

مردم آنقدرها كه مثلا از لودگي هاي بعضي لذت برده اند پايه مرد هزار چهره نبوده اند و اين خيلي نشانه خوبي است. بايد هم سريال سيروس مقدم پربيننده تر از كار مديري باشد، درستش همين است. همان اتفاقي كه بايد براي سنتوري هم مي افتاد ولي با ابتكار ارشاد قضيه برعكس شد و سنتوري شد فيلم محبوب مردم.

اين بار نه مردم چيزي فهميده اند و نه اين جماعت پرافاده و بي سواد و ازهمه دنيا طلبكار روشنفكرمان. توكا نيستاني مي گويد چرا جماعت كم تعداد كتابخوان كشور را ازاينكه هست كمتر مي كنيد؟بنده خدا!اگر قرار است اين جماعت به قول شما كتابخوان بروند "سعدي به روايت كيارستمي" بخوانند به نظر من فيلم پورنو ببينند بهتر است. صفحه آخر كارگزاران امروز را بخوانيد و ببينيد همين آدم و سميرا قرايي چه دري وري هايي نوشته اند. كه مثلا استاد تهران م. يادآور استاد مشرف تهراني است، يا نيكي خانم و گالري اش ليلي گلستان و گالري او در دروس را تداعي مي كند و يا شباهت عكس استاد م. با منوچهر آتشي. تازه به نظرم يادشان رفته از شباهت قيافه مسخره سعيد پيردوست(استاد عزلت) با شفيعي كدكني بگويند يا از اينكه نادر سليماني چقدر شبيه استاد طالبي ن‍ژاد شده حرفي بزنند.

دلم نمي خواهد از اين علم كشان جماعت بيكار و بي مصرف روشنفكر بپرسم اين اساتيدي كه از آنها نام مي بريد كدام اثر جديد و ابداعي و تاليفي را در هر عرصه اي از هنر و ادبيات و علم و فن آوري توليد(حواستان كه هست؟ توليد با بازنويسي از روي دست نويسنده هاي آمريكايي و اروپايي خيلي فرق دارد) كرده اند؟

ليلي گلستان اگر دختر غولي چون ابراهيم گلستان نبود چه كسي مي رفت نقاشيها و كپه گلهايش را ببيند؟ خوب برويد مصاحبه هاي گلستان را با پرويز جاهد و مهدي يزداني خرم بخوانيد و ببينيد چه تنفري دارد ازاينكه او را روشنفكر بخوانند. مي دانيد چرا؟ چون گلستان 30 سال است در انگليس كه مهد روشنفكري و نقد در جهان است زندگي مي كند و مي داند به اين چرسكي هاي كافه نشين نخورده مست ايراني نمي شود گفت روشنفكر.

دلم نمي خواهد بپرسم شماها كه از مجموعه اي در حد و اندازه هاي شبهاي برره فقط غني سازي نخودش را ديديد كه در پناهش بتوانيد چهارتا پز ضد حكومتي ديگر بگيريد و آنهمه ارجاع مستقيم و غير مستقيم سريال به پرمدعا و بي هنر بودن ما ايرانيان را نديديد چطور به خودتان لقب منتقد و روشنفكر مي دهيد؟ مردم عادي اگر مي نشينند و مي خندند و بعد هم مي روند سراغ نخود لوبيا و قسط پلاسماي 32 اينچشان مردم عاديند و حرجي بر آنها نيست ولي شما كه خود و زندگي و علايق و سلايقتان را وقف فرهنگ و هنر و اعتلاي آن كرده ايد ديگر چرا؟

دلم نمي خواهد از جناب توكا نيستاني عظيم الشان بپرسم چطور آن وقتي كه ژوله در چلچراغ مي نوشت گل سرسبد طنزنويسان بود و عامل اصلي فروش رفتن آن چهارپنج هزار نسخه چاپي چلچراغ ولي حالا كه آمده و آن دوقسمت روشنفكران مردهزارچهره را نوشته شده نويسند قلم فروش و كم سواد و از همه جا وامانده؟خبرداريد كه تيراژ چلچراغ بعد از رفتن ژوله تا حدي پايين آمد كه گردانندگانش دست به دامان نويسندگان كيهان شده بودند؟

گفتم كه، اصلا دلم نمي خواهد اين چيزها را بپرسم و بدانم، چون جواب همه اين سوالات را مثل روز روشن مي دانم.من هم محكومم به زندگي و زجر و شكنجه كشيدن در بين اين همين مردم هزارچهره، همينها كه در خانه شان برنامه هاي دلقكهاي لوس آنجلسي را با ولع مي بينند و به قول استاد بيدل يك پك كامل از دي وي دي هاي شاهرخ خان با زيرنويس فارسي را در گنجينه هايشان دارند اما در انظار كه ظاهر مي شوند موقع كشك و بادمجان خوردن هم از فيلمهاي برسون و آنتونيوني و لينچ فكت مي آورند، همينها كه يك نشريه براي حمايت از حقوق زنان دارند ولي وقتي پسري عاشق دخترشان مي شود رگ گردن غيرتشان از ذبيح قصاب نيز كلفت تر مي شود، همينها كه خودشان سراپا عيب و ايراد و كژي و كاستي اند و مدام به حكومت و اين رئيس جمهور و آن وزير بد و بيراه مي گويند. من هم مثل همه شماها كتاب خوانده ام و فيلم ديده ام و زير علم اين و آن سينه زده ام ولي فرق من با شماها اين است كه وقتي فهميدم يك چيزي اشتباه است،ديگر فهميده ام و نمي توانم به بهانه پز و حقوق فلان روزنامه و خوش آمد بهمان غول ادبيات و هنر وانمود كنم كه اشتباه نيست.

مردم ما در مسير انحطاط دارند چهارنعل مي تازند و تا وقتي جماعت روشنفكر و نخبه و اهل فكرشان اينها و آنها هستند فقط سرعتشان است كه روز به روز زيادتر مي شود، همين.

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 15:18  توسط امیرحسین جلالی  |