تبليغاتX
درخت گلابی
 

بودنبروک ها؛ زوال یک خاندان

 

این روزا دارم کتاب عظیم «بودنبروک ها؛ زوال یک خاندان» توماس مان کبیرو می خونم. بیشتر از هر چیزی به حال و هوای این روزام می خوره. هیچ وقت نظریه آریایی بودن نژاد ما و ژرمن ها رو از نظر تاریخی قبول نداشتم، اما این روزا همه ش دارم فکر می کنم چقدر ما و آلمانیها، تاریخ ما و آلمانیها شبیه همه. به خصوص عبور از سلطنت ویلهلم و ورود به عصر جدید اونا و عبور از نظام مزخرف پهلوی و عصر جدید ما.

چه روزای بدی شد. قرار نبود این طوری بشه. شبا و روزای پر از کابوس و نگرانی. هر شب باید دونه دونه دوستامو چک کنم تا مطمئن بشم همه شون سالم و آزادن. دیشب یکیشونو گرفتن. چه روزای بدی شد. قرار نبود این طوری بشه...

مردم کشورم دارن روزای سختیو می گذرونن و البته حاکمان کشورم. الان وقت یه تصمیم بزرگ برای همه اس. درسته که روزای بد و سختیه ولی ما داریم یکی از بزرگترین صفحات تاریخ این کشورو ورق می زنیم. صفحه ای که اون طرفش یه فصل تازه اس.

قدر این روزا رو بدونید. مواظب خودتون باشید. همدیگه رو از سلامتی تون باخبر کنید. این روزا هیچ فایده ای نداشته باشه حداقل همه مونو مهربون تر کرده. زندگی ادامه داره و برای اونایی که شانس بیارن و سالم از این "مخمصه" بیرون بیان روزای بهتری خواهد اومد. دیگه وقت بحث سیاسی نیست پس جوابی برای هیچکس ندارم. فقط مواظب خودتون و عقاید و احساساتتون باشید.

بودنبروک ها؛ زوال یک خاندان...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 14:17  توسط امیرحسین جلالی  | 

 

جمعه ساعت ۱۰صبح، ميدان هفت تير

 

اين احتمالا بهترين حركت اعتراضي در هفته اخير خواهد بود. حركتي معادل آنچه از مهدي كروبي انتظار داشتيم. به هر كه مي توانيد خبر بدهيد.

جمعه ساعت ده صبح مهدي كروبي از ميدان هفت تير پيشاپيش معترضين به وضعيت انتخابات و به سمت نماز جمعه حركت خواهد كرد.

قرار ما ساعت ده صبح روز جمعه، ميدان هفت تير.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 18:38  توسط امیرحسین جلالی 

 

تا اطلاع ثانوی

میزان تخم بعضیهاست

 

هنوز از شوک اتفاقی که افتاده درنیومدم. پست قبلی رو ساعت ۴ صبح روز شنبه و در حالی که رای احمدی نژاد هنوز به ۱۹میلیون نرسده بود و رایهای تهران خوانده نشده بود نوشتم که به خاطر مشکلات نت دیرتر آپ شد. اما نتیجه ظهر شنبه و اطلاعاتی که ازدوستام تو وزارت کشور و این ور و اون ور گرفتم نشون می ده که قضیه از اون تقلب ساده همه انتخاباتای قبلی فراتر رفته، پس به هیچ وجه دیگه نمی تونم حرفای اون پست رو قبول داشته باشم.

من که این دو شبه دارم دیوونه می شم و هنوز باورم نمی شه یه همچین اتفاقی افتاده باشه. درسته که به احمدی نژاد رای دادم ولی هرگز نمی تونم از کسی که برخلاف خواست ملت روی کار اومده حمایت کنم پس دیگه پشت احمدی نژاد نیستم. این دو شبه تو خیابونا منم قاطی مردم مشغول اعتراض و این ور اون ور دویدنم و منتظرم ببینم چی می شه. ولی این وسط و بر اساس چیزی که تو خیابونا دارم می بینم درصد کمی ازون جماعت سبزکی تو خیابونا هستن و خیلی از کسایی که دارن کتک می خورن طرفدارای شیخ و مخالفین رژیمن.

برای نظامی که قرار بود میزانش رای ملت باشد این یک فاجعه است. هرچند که هنوز رای ملت به موسوی رو اشتباه می دونم ولی وقتی مردم یه چیزیو می خوان فقط باید به نظرشون تمکین کرد، همین.

 کاش بین کسانی که این روزا از همه طرف صداشون دراومده یکی شبیه این مرد پیدا می شد، فقط یکی و نه بیشتر. اون وقت می شد امیدوار بود که مملکت از مسیر بسیار خطرناکی که توش افتاده نجات پیدا کنه. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 18:25  توسط امیرحسین جلالی  |